نظر علي الطالقاني
271
كاشف الأسرار ( فارسى )
نمىكنند و احتراز مىنمايند تو نيز در آن مقام از امر به معروف احتراز نما و معيارى به اين خوبى گويا نديدهاى و نخواهى ديد . درست بگير و فراموش مكن . و اما آنچه امير ( ع ) فرمود كه اجل نزديك و روزى كم نمىشود ، بعد از آنچه در توكل نوشتيم بسى ظاهر است با آنكه به حس ديدهاى هر يك از علماء ( قدس سرهم ) كه در اين ميدان قدم زدند خداوند او را بزرگتر و عزيزتر از ديگران نمود مثل حجة الاسلام و فخر العلماء الاعلام حاجى سيد محمد باقر ( قدس سره ) و حاجى محمد ابراهيم كرباسى ( قدس سره ) و غير ايشان . صادق ( ع ) فرمود الامر بالمعروف و النّهى عن المنكر خلقان من خلق اللّه فمن نصرهما اعزّه اللّه و من خذلهما خذله اللّه : 540 امر به معروف و نهى از منكر دو خلقند از خلق خدا ، پس هر كه ايشان را يارى كند خدا او را عزيز گرداند و هر كه ايشان را خوار كند خدا او را خوار نمايد . سرّ اين مطلب در مجراى طبيعى ، گذشته از اسباب غيبى ، اين است كه محبوب القلوب اهل علم و نيكان شود و به دور او جمع شوند و به مدح و ثنا و نشر فضائل او مشغول شوند و او را اعانت نمايند . مخفى مباد كه هر كه منشأ اثر بيشتر باشد او را امر به معروف نمودن كاملتر و ثوابش بيشتر است . باقر ( ع ) فرمود من مشى الى سلطان جائر فأمره بتقوى اللّه و وعّظه و خوّفه كان له مثل اجر الثّقلين الجنّ و الانس و مثل اعمالهم الّا الامام : 541 هر كه برود به سوى سلطان جابرى پس امر كند او را به تقوى و موعظه كند او را و بترساند او را ، بوده است از براى او مثل اجر همهء جن و انس و مثل همهء اعمال ايشان مگر امام ( ع ) . موعظه [ امر به معروف قولى و فعلى ] امر به معروف دو راه دارد ، يكى قولى ، كه ظاهر است و يكى فعلى ، كه عالم لباس زهد درپوشد و تقوى و اعراض از دنيا را شعار خود سازد تا هر كه او را ببيند سر تا پاى او زبان حالى و لسان مؤثرى باشد كه او را امر به معروف و نهى از منكر نمايد ، و عمده اين قسم است . و چون زبان به موعظه گشايد در نهايت تأثير باشد . و اما آن كه العياذ باللّه به خلاف اين و در پى لذّات باشد و همت به دنيا گمارد ، اگر چه مباح باشد ، مثل او چون كسى باشد كه طبق حلوا در پيش نهاده و به سرعت مىخورد و به ديگران گويد نخوريد كه زهر دارد . پس همه در جواب گويند دروغ مىگوئى و مىخواهى ما كناره كنيم خالص تو را باشد . و لذا فرمود ( ع ) آن كه فعل او تصديق قول او نكند عالم نيست . 542